احیاگران زبان و ادب پارسی و ارادت به اهل بیت (5)

ابوسعید ابوالخیر و مدح اهل بیت (ع) در اشعارش

گردآوری: مسعود بسیطی

 

ابوسعید ابوالخیر (357-440ق)، از شاعران قرن پنجم هجری، دوران سامانی و غزنوی است که در اشعار خود بارها عمق محبت خود به اهل بیت عصمت و طهارت را آشکارا بیان کرده و به اهمیت  توسل و شفاعت به این بزرگواران تاکید کرده است. ابوسعید ابوالخیر در میان عارفان مقامی بسیار برجسته و ویژه‌ دارد. نام او با عرفان و شعر آمیختگی عمیقی یافته‌است. چندان که در بخش مهمی از شعر پارسی چهره او در کنار مولوی و عطار قرار می گیرد.

خاور شناس یزرگ آلمانی هرمان آته در باره ابو سعید چنین می نویسد:

 می‌توان او را از نوآوران رباعی، که زاییده طبع است دانست. نوآوری او در این‌گونه شعر از دو جایگاه ناشی می گردد؛ یکی آن که وی نخستین شاعری است که شعر خود را فقط به شکل رباعی سرود. دوم آنکه رباعی را بر خلاف پیشینیان خود نقشی از نو زد، که آن نقش جاودانه ماند.

اشعار زیر نمونه هایی از اشعار ابوسعید ابوالخیر است که مهر و محبت کهنِ شاعران پارسی زبان به اهل بیت پیام آور رحمت و دست توسل زدن به دامانشان را در قرون پیشین نمایان می سازد.

 

یارب به محــــــمد و علی و زهــــرا

یارب به حـــسین و حســــن و آل عبا

از لطــــف برآر حاجـــــتم در دو سرا

بی‌مـــنت خلق یا علــــــی الاعــــــلا

 (ابوسعید، ‌1373، ص2)

 

یارب به دو نــــور دیــــده پیغمبــــر

یعنــــی به دو شمــــع دودمـان حیــــدر

بر حــــــال من از عیــــــن عنایت بنگر

دارم نظـــــرِ آن که نیفتـــــــم ز نظـــــر

(ابوسعید، 1373، ص44)

 

یارب به رســــالت رسول ثقلـــــین

یارب به غزاکنــــنده بدر و حنــــین

عصـــیان مرا دو حصه کن در عرصات

نیمی به حسن ببخش و نیمی به حسین

(همان، ص80)

 

ای باد به خاک مصـــطفــــایت ســــوگند

باران! به علـــــی مرتضــــایت ســــوگند

افتــــاده به گریه خلــــق بس کن بس کن

 دریــــا! به شـــــهید کربلایــــــت سوگند

(همان، ص35)

 

یارب به علــــی بن ابی‌طالـــــب و آل

آن شیــــر خدا و بر جهــــان جلّ جـــــلال

کاندر ســه مکان رسی به فــریاد هــمه

اندر دم نــــزع و قبر و هنـــــگام ســـــؤال

(همان، ص56)

 

ای شـــــیر خدا امیر حیدر فتحی

وی قلعه‌گشـــــای در خیبر فتحی

درهای امید بر رخم بســـــته شده

ای صاحب ذوالفقـــــار و قنبر فتحی

(همان، ص90)

 

ای شــــیر سرافراز زبردســـــت خدا

ای تیر شــــهاب ثاقب شـــــست خدا

آزادم کــــن ز دست این بی‌دســـــتان

دســــت من و دامن تو ای دســــت خدا

(همان، ص2)

 

ای حیدر شهــــسوار وقــــت مدد است

ای زبــــده هشــت و چار وقــت مدد است

مـــن عاجزم از جهان و دشــــمن بسیار

ای صاحــــب ذوالفقـــــار وقت مدد است

(همان، ص11)

 

تا مهـــــر ابوتراب دمـــــساز من است

حیـــــدر به جهان همــــدم و همراز من است

این هــــردو جگــــرگوش دو بالند مرا

مشـــکن بالم که وقـــــت پــــرواز من است

(همان، ص14)

 

از گـــــردش افلاک و نفــــاق انجم

سررشــــته کار خویشـــــتن کردم گم

از پای فتـــــاده‌ام مرا دســـــت بگیر

ای قبلــــه هفتـــــم ای امام هشتــــم

(همان، ص58)

.......................................................

منبع: ابوسعید ابوالخیر، سخنان منظوم، به‌کوشش سعید نفیسی،‌ چ پنجم، تهران: سنایی، 1373

logo test

ارتباط با ما