احیاگران زبان و ادب پارسی و ارادت به اهل بیت (23)

عایشه درانی و اشعار او در مدح اهل بیت (ع)

گردآوری: فاطمه طالعی

 

با توجه به جایگاه والای پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت طاهرینش در میان مسلمانان جهان همه‌ی مسلمانان عالم، همواره به دوستی و محبت و عشق نسبت به آن بزرگواران افتخار می‌ورزند.

شاعران مسلمان، که گوشه و طیفِ از جوامع اسلامی را تشکیل می‌دهند به این مهم پرداخته‌اند و شاعران بزرگ مثل مولانای بلخی، سنائی غزنوی، حافظ شیرازی، سعدی، نظامی گنجوی، هر کدام اشعاری را در وصف و مدح پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت طاهرینش سرایش نمودند.

از جمله این شاعران خانم عایشه درانی متوفای 1232 خورشیدی است.

عایشه درانی، شاعره‌ی چیره دست، متصوف پسند پیرو سلسله قادریه، زیسته در سده‌ یازده ق، از باشندگان اهل سنت این سرزمین که در اشعارش اشارات مختلف نسبت به پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت دارد و آن‌ها را مدح نموده و در گوشه‌هایی از اشعارش به آن‌ها متوسل شده و به عنوان مقربان به درگاه خداوند و واقفان به رازها و اسرار و عالمان به غیب آنها را غوث (فریادرس) خطاب نموده است.

شناخت عایشه درانی از أهل بیت (ع)

درانی أشعارش را در قالب قصیده، غزل، مثنوی، مخمس، ترجیع بند و رباعی سروده است و دو بیتی، قطعات و شکوائیه ها از ملحقات دیوان أشعار اوست. اما در این میان، از تمام اشعار او بخش‌های قصیده و غزلیات او مورد توجه ما است. زیرا وصف پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت طاهرین (ع) بیشتر در این دو بخش است.

ادبای فارسی زبان در تعریف شعر گفته‌اند شعر عبارتست از کلام موزون که برآمده از خیالات انسانی باشد. تاریخ پیدایش شعر قبل از پیدایش نثر بوده و آن همراه با تعالی احساس بشر رشد کرده است که تماماً از تشکّل ذهنی و احساسات گوینده به وجود آمده است.(1)

موضوعات شعر متفاوت بوده و بستگی به نوع خیالات شاعر دارد. ممکن است مدح و ستایش شاهان باشد و یا معشوقان و کنیزان و غلامان و یا وابستگی به دربارهای پادشاهان و یا ترویج آئین و مذهب توسط سرایندگان و یا موضوعات عرفانی، اخلاقی، دینی و … . چنانکه حافظ، سعدی، مولانا، ناصر خسرو و فردوسی هر کدام بر اساس موضوع و یا موضوعاتی شعر سروده اند و یا برخی از شاعران به موضوعات پستتر و پایینتر مثل تاریخ سازی های غیر واقعی به نفع شاهان ظالم و ستمگر شعر سروده اند.(2)

تشکل و تفکر ذهنی عایشه درانی نیز برخواسته از موضوعات مختلف اخلاقی، عرفانی، صوفیانه، مذهبی، نقد وضعیت سیاسی و اجتماعی زمانه و یا مدح و ذمّ شاهان و تراژدی جوانش فیض طلب و از همه مهمتر مدح حضرت رسول و اهل بیت طاهرینش (ع) است که از میان کلیه بخش‌های اشعار درانی این بخش اخیر در اینجا مدنظر است، که از آنان گزارشی ارائه می گردد و این فصل گزارشی ازاین بخش اخیر اشعار وی است.

البته این مسئله نیز باید توجه نمود که هرآنچه در گفتار شاعران مشاهده می شود همه بیانگر اندیشه های آنهاست. امروزه کتابهای موجود آنان نوع تفکر و اندیشه این شخصیت ها را به پیروان اندیشه آنها انتقال می دهد. در این باب از میان مجموعه أشعار درانی بخش اشعار مذهبی او که بیشتر در میان قصاید و غزلیات دیوانش جای دارد، نعت و توصیف پیامبر اکرم (ص) و خاندان طاهرینش در حدود ۱۸ شعر اختصاصا به آن جناب و اهل بیت طاهرینش (ع) شامل امام علی (ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) و امام رضا (ع) و امام حسین و شهدا کربلا و مدح دوازده امامان شیعه بیان شده است.

با توجه به آنچه در بخش شخصیت مذهبی عایشه درانی بیان گردید وی شخصیت حنفی مذهب بوده و در عرفان و تصوّف تبحّر خاص داشته است. در اشعارش از الفاظ و اصطلاحات عرفانی فراوان استفاده نموده است با این حال اندیشه‌های عرفانی او در مورد اهل بیت (ع) با دیدگاه‌ها و عقاید شیعه در مورد اهل بیت (ع) سازش‌های فراوان دارد. به این نکته نیز باید اشاره نمود که در اشعار وی، مراد از اهل بیت (ع) ظاهراً حضرت امیر المؤمنین و فاطمه زهرا (س) و یازده فرزند او می‌باشند که همه آنها در مذهب شیعه اهل بیت پیامبرند و لاغیر و وی در اشعارش نسبت به اهل بیت طاهرین عشق و علاقه فراوان از خویش نشان داده و او در جای جای از اشعارش به آنها متوسل شده و آنها را فریادرسان انسان های بی کس و دردمندان، مستمندان، شافیان و طبیبان أمراض و عالمان به غیب و رازهای پنهان توصیف و تعریف کرده است و در مصراع های آخر شعرهای او محبت عشق توسل به آن سروران والا گهر مشاهده می شود. علاوه بر اینکه در شعرهای جداگانه مدح آنها را نموده است.

از میان اهل بیت(ع) بیشترین توجه وی به جنابان حضرت امیر المؤمنین (ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) و امام هشتم حضرت علی بن موسی الرضا (ع) بوده است.

۲- نقش پیران عرفانی عایشه درانی در شناخت و محبّت او به اهل بیت(ع)

همانطور که در بخش شخصیت عرفانی عایشه درانی گفته شد. شاعران نخبه گذشته همواره شعر را در قالب عرفان و تصوّف می سرودند و یا پیرو یکی از مکاتب عرفانی و یا پیرو یکی از طریقه های صوفیه بوده اند و برای پیشبرد هدف خویش و برای رسیدن به آن هدف اعلی برای خویش پیر و راهنما گزینش می نمودند.

عایشه درانی نیز از جمله این دسته از شاعران بوده و گفته شده که او پیرو شیخ ابونصر شهاب الدین أحمد بن ابی الحسن نامقی ملقب به ژنده پیل – ۴۴۰ – ۵۳۶ ق – و پیرو سلسله قادریه به سرپرستی سید محی الدین شیخ عبدالقادر گیلانی (جیلانی) الحسنی الحسینی بوده است.

از آنجا که در اندیشه های این دو شخصیت اظهارات و مدایح فراوان نسبت به اهل بیت (ع) وجود دارد. قطعا عایشه که شاگرد این دو شخصیت بوده و خود را مرید ژنده پیل و پیرو طریقه قادریه منسوب به سید عبدالقادر گیلانی می داند مطالعه و عمل به دیدگاه های عرفانی و تصوّفی آنان نسبت به اهل بیت (ع) در اندیشه های عایشه در مورد اهل بیت (ع) تأثیر داشته است.

شیخ ابونصر شهاب الدین احمد بن ابی‌الحسن نامقی ملقب به ژنده پیل و شیخ احمد جام (۴۴۰ – ۵۳۶ ق) از عرفای مشهور و از نسل جریر بن عبدالله بجلی صحابی پیامبر اکرم (ص) بوده است.

در میان آثار موجود از او روایات فراوان از پیامبر اکرم (ص) و امام علی (ع) و بعضی از امامان دیگر در کتب عرفانی او موجود می‌باشد و به آنها استناد نموده است.

در دیوان اشعار منسوب به او اشعار زیادی در مدح و نعت حضرت علی (ع) و دیگر امامان اهل بیت (ع) سروده شده است. این دلایل موجود راجع به ارادت شیخ احمد جام به اهل بیت (ع) را قاضی نورالله شوشتری دلیل بر شیعه بودن او می داند و شیخ احمد جام را از عرفای پیرو مذهب فقهی و کلامی امام جعفر صادق (ع) می داند و لی شواهد موجود نشان می دهد که او از اهل سنت بوده زیرا در مقدمه کتاب روضه المذنبین صریحا دلایل فراوان بر پیروی از مذهب اهل سنت و جماعت ذکر می کند اما این نیز مسلم است که حضرت علی (ع) و امامان (ع) دیگر را به عنوان خاندان و عترت رسول الله و أقطاب فضیلت قبول داشته است.(3)

همچنین شیخ عبدالقادر از عارفان پنجم و ششم هـ.ق. بوده و سلسله قادریه به دست او بنیان‌گذاری شده است.

اساس آراء و افکار عرفانی شیخ عبدالقادر گیلانی و اعتقادات وی بر محبت به پیامبر اکرم و اهل بیت طاهرین آن سرور عالمیان و صحابه آن رحمت الهی بوده است. جناب شیخ گفتارها و اشعار متعدد در مورد پیامبر اکرم (ص) و اهل بیتش (ع) دارد که نهایت تولی نسبت به آن پاکان و تبری از دشمنان آنها را می رساند. یکی از غزلیات زیبا و جالب از شیخ در مورد رسول الله (ص) و اهل بیت طاهرینش مورد زیر می باشد.

غلام حلقه به گوش رسول ساداتم کفایت است ز روح رسول و اولادش

زهی نجات نمودن حبیب آیاتم همیشه در دو جهان جمله مهمّاتم

ز غیر آل نبی حاجتی اگر طلبم روا مدار یکی از هزار حاجاتم

دلم ز حبّ محمد پر است و آل مجید گواه حال من است این همه حکایاتم

چو ذره ذره شود این تنم به خاک لحد تو بشنوی صلوات از جمیع ذراتم

کمینه خادم خدّام خاندان تو ام ز خادمی تو دائم بود مباهاتم

سلام گویم صلوات با تو هر نفسی قبول کن به کرم این سلام و صلواتم

گناه بی حد من بین تو یا رسول الله شفاعتی بکن و محو کن خیالاتم

نه هر که بدتر از او نیست من از او بترم ندانم اینکه به تو چون شود ملاقاتم

ز نیک و بد همه دانند که من محمدیم خلایقی که کند گوش بر مقالاتم

بگوی «محی» که بهر نجات می گویند درود سرور کونین در مناجاتم(4)

با توجه به مطالب ذکر شده در مورد اساتید مکتب عرفانی و اندیشه های صوفیانه عایشه درانی به این نتیجه می توان رسید که همانطور که شیخ احمد جام معروف به ژنده پیل یا ژنده فیل و سید عبدالقادر گیلانی که اهل بیت طاهرین پیامبر اسلام را با جان و دل پذیرفته اند و نسبت به آنان ابراز محبت می نمایند، قطعا این ارادت و احترام و ادب در مقابل آن بزرگواران از این دو شخصیت به مرید آنها یعنی عایشه درانی نیز منتقل شده است و بدین سبب می توان گفت یکی از عوامل مهم که عایشه درانی خود را دوستدار و محبّ پیامبر اسلام و اهل بیت طاهرین آن پیامبر الهی می داند تربیت و پیروی او در مکتب این دو شخصیت محبّ اهل بیت می باشد.

۳- مدح و ثناء اهل بیت(ع(

۳-۱- مدح پیامبر اکرم(ص(

شاعران نمونه با درک جایگاه والای پیامبر اکرم (ص) فضیلت های او را در قالب شعر بیان کرده اند و این چیزی است که از زمان خود پیامبر اکرم(ص) شروع گردیده و تا کنون ادامه دارد. عایشه درانی نیز به عنوان یکی از امت آن شاه عرب و عجم دست به چنین کاری زده و در مدح او اشعار فراوان سروده است.

بیشترین اشعار مذهبی وی در قالب های مختلف در وصف پیامبر اکرم (ص) می باشد و در مورد آن حضرت غزل ها و قصاید مختلفی سروده است. یکی از قصیده های زیبای عایشه درانی به معرفی کامل شخصیت حضرت ختمی مرتبت (ص) می‌پردازد که در آن جایگاه پیامبر اکرم (ص) را در عالم خلقت و در میان انبیاء و اولیاء و ملائک و فرشته ها، و در پیدایش این عالم و .. به صورت واضح و روشن تبیین نموده است که چنین می باشد.

ای وجود ذات پاکت گوهر بحر و عطاء ذره اکسیر لطفت مسّ جان را کیمیا

مظهر نور الهی واقف اسرار حق فیض انعامت به گیتی همچو درّ بی بها

صدر و بدر هر دو عالم یا شفیع المذنبین افتخار جمله مرسل بهترین انبیاء

نه فلک معراج تو هم چاکرت روح الأمین زبده کل خلایق أفضل هر دو سرا

در شعاع عارضت گشته خجل شمس و قمر ذکر تو خواند ملک، وصفت رجال و هم نسا

فطرت شب از سواد گیسوی عنبر شمیم پرتو مهر رخت صبح سعادت را ضیا

هم نبی و هم زکی و هم حبیبی هم رسول هادی راه حقیقت گمرهان را راهنما

خاک و باد و آب و آتش شد ظهور از نور تو هم پدید آمد دو عالم هفت أرض و هم سما

آفتاب حسن عالمتاب را قربان شوند هر که بیند پرتوی بیگانه و هم آشنا

هشت خلد از نکهت کویت زکاتی یافته هست گرد آستانت بهتر از مشک ختا

خوان فیضت گسترانیده به قاف قیروان بهره مند از خون احسان تو هر شاه و گدا

بهر الطاف تو مالامال سلطان کرم جرعه نوشت عام و خاص ای صاحب حمد و لوا

خضر و الیاس و مسیحا باده نوش بزم تو نام تو می خواند موسی چون همی افکند عصا

خاکساران درت سر بر فلک ساید ز فخر بر درت افتاده گر موری بود چون اژدها

سرور عالی نسب هم مهتر قوم عرب ذوالجلال و ذوالکمال و ذوالکرم هم ذوالعطاء

خسرو والا گهر جدّ شبیر و هم شبّر شاهباز ید قدرت رفعت بی منتها

نام تو آمد محمد هست محمودت مقام پیشوایی جمله مرسل پیروت هر اولیاء

ذکر اوصاف جمیلت را نه حدّ انتهاست رحمه للعالمین هم صاحب صدق و صفا

ابن عبدالله و جدّت هاشم و عبد المناف آفتاب شرع و دین شمع هدایت را ضیا

تکیه گاه امّتان پیغمبر آخر زمان دستگیر بی کسان و دردمند را دوا

آدم و حوّا نبود آن دم که اسمت شد حبیب أختر برج رسالت معدن کان حیا

چار دریای شریعت چار یار نامور چون أبوبکر و عمر عثمان علی مرتضی

بر تو فرقان شد نزول از فضل و لطف سرمدی سینه بی کینه‌ات را جان و دل بادا فدا

هست در نزد حریم حرمتت عرش عظیم کرسی و لوح و قلم ناچیز و سدر المنتها

آل و اصحابت معظّم اهل بیتت محترم هم بود خاتون محشر بنت تو خیرالنّساء

فطرت کون و مکان از نور پاکت یا رسول وحش و طیر و انس و جن وصف تو را گویند ثنا

در زمان بگذشت براقت از عروج نه رواق هست عنقا پشّه کوی تو یا خیر الورا

با نبی الله توئی سرچشمه آب حیات خاکروب درگهت هر رنج را باشد شفا

پرتو فیض سعادت عالمی یکسر گرفت ما حی آثار ظلمت لطف می دارم رجا

هر سر مو گر زبان گردد شهنشاه عرب ذکر أوصاف جلالت کی توان کردن أدا؟

شرح عزّ و جاه تو هرگز نگنجد در عدد حق سلامت می دهد هم با تو گوید مرحبا

خامه عاجز ماند اندر وصفت ای عالی جناب وصف مویت آمده و الّیل و رویت و الضّحا

معجزت شق کرد قمر را از انامل یک زمان برگزیده بر خلایق مر تو را جلّ و علا

صفحه ننوشته خوانی صاحب فضل و کمال علم و حلمت شد کرامت شافع روز جزا

صد هزاران ساله ره را طی کنی در یک قدم گر به خاک تیره اندازی نظر گردد طلا

سر زنم اندر بیابان وصالت روز و شب آرزو دارم ببینم من جمال دلربا

یک سر موا طاعتم نبود بجز فسق و فجور هست خاص از امتانت قلب و غوث و اتقیا

غرق بحر حیرتم هرگز نمی یابم کنار چشم می دارم مرا دست کرم سازد رها

دردمندم مستمندم ای طبیب مهربان بر جراحات دلم حبّ تو باشد مومیا

بر تو ظاهر سرّ مخفی و نهان بدر منیر یا رسول الله چه گویم عرض خود را با شما

جز جناب اقدست نبود مرا باب دگر مضطرم بیچاره ام بی کسب غریب و بی نوا

دیده دوچارست به راه انتظارت هر زمان خاک نعلین مبارک در دو چشمم توتیا

مفلس و لاش نبود توشه عقبی مرا عایشه فیض از تو جوید مخزن بذل و سخا(5)

با دقت نظر در این قصیده طولانی خانم عایشه درانی در مورد پیامبر اکرم (ص) می توان به این مسئله پی برد که وی نسبت به پیامبر بزرگوار اسلام (ص) عشق و علاقه ای وافر داشته و نسبت به جایگاه و شخصیت آن حضرت اطلاعات کامل و جامع داشته که آن حضرت را به آن صفات و ویژگی ها و کمالات لازمش تعریف و توصیف نموده است وی در این قصیده به مسایلی مانند پیامبر نور خداست و او بهترین انبیاء و اولیاء و معراج پیامبر أکرم (ص) و برگزیده بودن در عالم خلقت و راهنما و هادی راه حقیقت بوده و پدید آمدن عالم و آدم از نور مبارک حضرت بوده و پیامبر سرور قوم عرب می باشد و او جدّ شبیر و شبّر یعنی امام حسن و حسین هست و مدح او انتها ندارد، او رحمه للعالمین است، او تکیه گاه امت ها و آخرین پیامبر الهی و یار بی کسان بوده و … پرداخته است.

۳-۲- مدح حضرت علی (ع)

عایشه درانی در میان اشعارش توجه و عنایت خاص به حضرت امیرالمؤمنین علی بن أبیطالب داشته است. اگر چه شخصیت مولا علی در میان مردم افغانستان شناخته تر از دیگر امامان شیعه در جامعه اهل سنت می باشد و حتی در مزار شریف ولایت بلخ افغانستان گنبد و بارگاه منتسب به مولا علی به عنوان بارگاه خلیفه چهارم و زیارت گاه مردم اهل سنّت می باشد که شیعیان آن را یک قدم گاه حضرت امیرالمؤمنین می‌دانند واین مکان به عنوان زیارت سخی معروف و مشهور می باشد.زیرا مردم با اعتقاد خاصّ به این زیارت مشرّف می شوند و مریض ها شفا می یابند و همه معتقد به سخاوت حضرت علی به زائران قبرش می باشند و در ابتداء هر سال پرچم مولا علی را بالا می برند که آن با عنوان جشن گل سرخ معروف است.

یکی از خواننده های صدا و سیمای افغانتسان در وصف حضرت علی و جشن گل سرخ شعر زیبا همراه با آهنگ مناسب که در ایام نوروز از شبکه های تلویزیون و رادیو پخش می شود سروده که مصرع اوّل این شعر چنین است:

عید نوروز است یاران جنده بالا می شود از کرامات سخی جان، کور بینا می شود(6)

به هر حال عشق و محبت به حضرت علی (ع) از قدیم در افغانستان چه در بین شیعیان یا اهل سنت رائج بوده است و عایشه درانی نیز به عنوان یک فرد افغانی شاعر و محبّ اهل بیت (ع) در وصف مولایش اشعار فراوان سروده و یکی از اشعار او در وصف مولا علی که دربردارنده تعبیرات فراوان مشابه با عقاید و دیدگاه شیعه در مورد شخصیّت مولا علی است مورد زیر می‌باشد.

یا علی علم غیب می‌دانی واقف رازهای پنهانی

هم امام و صاحب و یار و ولی شاه مردان و شیر یزدانی

هم امین و امان و ملک وجود قوت روح و راحت جانی

والی هر دو کون شاه نجف شاه شاهان و میر میرانی

کنز الطاف و معدن کرمی زوج بنت حبیب خراسانی

کاشف سرّ باطن و ظاهر هم قوام چهار ارکانی

آشکار و نهان خفیّ و جلی صفدر و شهسوار میدانی

اسد الله غالبی حیدر از جبین تو صیح نورانی

عالم السرّ عالم ملکوت ورق نانوشته می‌خوانی

زینت و زیب ملّت و دینی ساقی بزم جام عرفانی(7)

وی در این غزل شخصیت حضرت علی (ع) را با ویژگی‌ها و صفات واقعی و در خور شأن آن حضرت توصیف نموده است.

وی در این غزل از علم غیب حضرت علی (ع) و صحابی بودن، و یار و یاور بودن، برای پیامبر اسلام (ص) صحبت به میان آورده است.

شاه نجف بودن، و علم به سرّ و ملکوت داشتن و زینت و زیب ملت بودن، و پناه بی‌پناهان بودن، از دیگر صفاتی است که وی در این غزل برای مولا علی (ع) استفاده نموده است.

یکی دیگر از اشعار زیبای وی در مدح حضرت علی (ع) که نشان دهنده عشق و علاقه وافر وی به آن حضرت را می‌رساند مورد زیر می‌باشد.

تیغ برهنه حیدر کرّار یا علی در باغ معرفت گل بی خار یا علی

ای شهسوار عرصه میدان هر دو کون بر جمله اولیا سر و سردار یا علی

کان حیا و کنز سخا معدن کرم بحر عطا و ابر گهربار یا علی

نقش محبتت به دل خویش کنده ام در بحر علم لؤلؤ شهوار یا علی

شیر خدا و باب شبیر و شبّر توئی هم رهنما و سالک اطوار یا علی

مستغرق گناهم و مستوجب عذاب فیضت عمیم و لطف تو بحروار یا علی

ردّ خلایقم که نیرزم به یک جوی نبود مرا به جز تو خریدار یا علی

می جویم از تو فتح و ظفر یا علی مدد سهلا به لطف در همه دشوار یا علی

دستم به دامن کرمت روز رستخیز مشکل گشای خلق به هر کار یا علی

آن چار گوهری که ز بحر شریعت است عایشه است محبّه هرچار یا علی(8)

۳-۳٫ مدح حضرت فاطمه زهرا (س)

در مورد شخصیت حضرت فاطمه زهرا (س) نیز عایشه درانی زبان به مدح و ستایش نهاده و او را با تمام صفات و کمالات واقعی آن بی‌بی دو عالم توصیف نموده است.

در میان اشعار او در جای جای دیوانش دیده می شود که وی به بی‌بی فاطمه زهرا (س) توسل و تمسّک کرده است و از آن سیده عالی مقام و نسب، فریادرسی و مددخواهی در حق خویش نموده است.

مهمترین مدح و ثنا نسبت به حضرت فاطمه زهرا (س) قصیده ای طولانی و بلند می باشد که وی در آن قصیده جایگاه و شخصیت آن حضرت را با صفات مختلفش بیان داشته است.

در این قصیده بناء وی توسل و تمسک به مادر امامان و نور چشم پیامبر (س) بوده و او حضرت زهرا را معدن لطف و عطا و گنج و سخاوت می داند و او را تکیه گاه بی کسان و شخص صاحب جود و کرم می داند، چون دخت شاه انبیاء بوده است و به شخصیت عرفانی وی اشاره نموده است که در آنجا او را یک انسان کامل و راهنمای واقعی در مسیر خوف ناک خویش می داند و در این مسیر خوفناک از او استمداد می طلبد.

عصمت و عفّت از دیگر صفاتی است که آنها را عایشه درانی در ذات حضرت فاطمه زهرا (س) می بیند و وی را زینت اهل بیت (ع) می داند.

وی حضرت فاطمه زهرا (س) را گوهر گنجینه بهترین عالم خلقت می داند و مادر شاه شهید کربلا حضرت حسین بن علی(ع) می خواند و از او به حق امام حسین فریاد رسی می خواهد.

وی در ادامه این قصیده تمام صفت های حضرت فاطمه زهرا (س) را بیان کرده و در لابلای آنها از آن حضرت فریاد رسی می کند و حضرت زهرا (س) را فریادرس و شفیع معرّفی می کند و خویش را ملزم به شفاعت آن بی‌بی می داند.

خذ بلطفک حضرت خیر النّسا فریادرس برگزیده نور چشم مصطفا فریادرس

در بیابان فراق افتاده ام دستم بگیر هر زمان و ساعتم بهر خدا فریادرس

دست امید من مضطر به اذیال کرم معدن لطف و عطا کنز سخا فریادرس

آستانت تکیه گاه بی کسانست روز و شب ذو العنایت بنت شاه انبیاء فریادرس

راه تاریک است و منزل بس بعید و خوفناک شمع ایوان هدایت رهنما فریادرس

شد تبه کشتی مرا در بحر غم یا سیده ید لطفت می توان سازد رها فریادرس

حل مشکل خواهم از عونت به هر حال الغیاث الغیاث ای سروره، مشکل گشا فریادرس

در حقیقت راهنما و در طریقت پیشوا شام هجران را توئی صبح ضیاء فریادرس

در گلستان شریعت غنچه پرمعرفت صیقل آئینه دل را صفا فریادرس

می کند وصف جمیله بر فلک دامی ملک رفعت تو برتر از اوج هما فریادرس

شیوه ذات مبارک عصمت و عفّت بود زینت آل محمد مصطفی فریادرس

عصمت و عفّت از دیگر صفاتی است که آنها را عایشه درانی در ذات حضرت فاطمه زهرا (س) می بیند و وی را زینت اهل بیت (ع) می داند(7)

. تیغ برهنه حیدر کرّار یا علی در باغ معرفت گل بی خار یا علی

تیغ برهنه حیدر کرّار یا علی در باغ معرفت گل بی خار یا علی

گوهر گنجینه خیرالخلایق فاطمه راضیه مرضیه و هم ذوالحیا فریادرس

بحر الطاف و کرم لطفت نگنجد در عدد فیض انعامت چو درّ بی بها فریادرس

عاصیم سر تا قدم غرقم به دریای فجور عذر خواه عاصی امّت مرا فریادرس

کلب کویت گربخوانی سر به افلاکم رسد مادر شاه شهید کربلا فریادرس

دافع اشرار کونین از تو می جویم مدد یا زکیه وصف تو رفع بلا فریادرس

مادر گیتی نزاده همچون تو علیا منزلت جان و دل بادا تو را هر دم فدا فریادرس

خرّم آن روزی که بوسم آستان قدسیه خاک کویت بهتر از مشک ختا فریادرس

بر درت افتاده چون خاکم نظر کن از کرم ذرّه ایثار و بذلت کیمیا فریادرس

منبع تعظیم و تمکین صاحب عزّ و شرف فتح بسته شمع نور والضّحی فریادرس

آفتاب دین و ملّت شد منوّر از رخت کامیاب مستمند و بینوا فریادرس

زبده المنثور و ذوالإحسان و عالی همّتی هم علوّی عالیه أعلی العلی فریادرس

هاشمیه عابده هم زاهده هم شافعه صاحبه هم صالحه شام و صبا فریادرس

قائمه معصومه و محروسه و هم ساجده باطنه و ظاهره شمس الضّحی فریادرس

عالمه هم صایمه جاریه و هم واعیه هم شفیعه شافع روز جزا فریادرس

حامده محموده و قاریه و هم ناصبه مسجده و هم جمیله ذوالعطا فریادرس

صایبه واجحه، هم شاهده هم دانیه زهره و هم طاهره فخر النّسا فریادرس

دانیه و دایمه و بانیه هم راکعه طیبه و ناصبه آل عبا فریادرس

داعیه و مکتبه هم سلیمه حجته بانیه و باسطه یا مشفقا فریادرس

فاتحه و راغبه و هم رفیعه غیبه بکره و هم حایمه بدر الدّجای فریادرس

جیده و هم صلیحه مصلیه هم عاصمه لا مع الانوار حق نور الهدی فریادرس

مخبره و هم جلیه هم علیه عصمه نصعته هم واصبه تاج الزّکا فریادرس

حاضره و هم نقیه هم تقیه واصیه قاضیه و هم صفیه أصفیا فریادرس

هم خدیمه هم حسینه هم صبیه راحمه از عنایت در جمیع کارها فریادرس

هم حجازیه و صدّیقه أغثنی از کرم از تحلّف أهل بیت مجتبا فریادرس

عاصمه و هم کریمه، مدنیه هر زمان خاک پایت در دو چشمم توتیا فریادرس

هم وفیه هم رقیه هم حصیه ذوالکمال هم تحامیه خلیل کبریا فریادرس

عربیه و هم نبهیه هم نصیبه السّلام هم سراج هفت ارض و والسّما فریادرس

هم محمّده صلوه بی عدد باد اتورا هم مهلّله عزیز دوسرا فریادرس

هم مشفّعه معلمه شفیع المذنبین هم مهجرّه تو را خوانم ثنا فریادرس

هم مسّجده بخواه عفو گناهم از غفور من شفیع آورده ام هر دم تو را فریادرس

چون هجوم لشکر شیطان رسد هنگام نزع اندر آن دم زوجه شیر خدا فریادرس

عایشه دارد گناه بی عدد مأمول نیز دارد از لطف و شفاعات شما فریادرس

در آخر این قصیده طولانی باید مذکر گردید که عایشه درانی نگرشی عرفانی نسبت به حضرت فاطمه زهرا (س) نیز داشته است. زیرا در مرتبه اول اینکه وی مرید دو پیر عرفانی که آنها نیز به محضر اهل بیت (ع) ارادت داشته‌اند بوده و ثانیاً وی با شاعران بزرگی مثل مولانا جلال الدین بلخی، حافظ شیرازی، و سعدی، انوری، و فغانی، آشنایی داشته است،‌ که هر کدام از این افراد از شاعران نمونه بوده‌اند که نسبت به اهل بیت (ع) ابراز محبت کرده و در مدح و ثنای ایشان شعرهایی سروده‌اند.

ثالثاً وی در قسمت‌هایی از همین قصیده طولانی اصطلاحاتی عرفانی را در مورد حضرت فاطمه زهرا (س) به کار برده است که در این مصرع‌ها بیان گردیده است.

خذ بلطفک حضرت خیرالنّساء فریادرس برگزیده نور چشم مصطفی فریادرس

در بیابان فراق افتاده‌ام دستم بگیر هر زمان و ساعتم بهر خدا فریادرس

حل مشکل خواهم از عونت به هر حال الغیاث الغیاث ای سرور مشکل گشا فریادرسح

در حقیقت رهنما و در طریقت پیشوا شام هجرت را توئی صبح ضیا فریادرس

در گلستان شریعت غنچه پرمعرفت صیقل آینه دل را صفا فریادرس(9)

در این مصرع‌ها از قصیده طولانی فوق الذکر اصطلاحات مهم از جمله حقیقت، طریقت و شریعت در مدح آن حضرت بکار گرفته شده، از جانب وی که وی حضرت زهرا (س) را راهنمایی حقیقت و پیشوای طریقت خطاب نموده است.

و شریعت را در مورد حضرت زهرا (س) بکار برده، زیرا شریعت امر به بندگی خداوند متعال می‌باشد (10) و حضرت فاطمه زهرا (س) بندگی خداوند را به تمام معنای آن به دست آورده بود و حق‌پرستی‌ را عایشه درانی به همراه التزام و بندگی او از حضرت زهرا (س) آموخته است.

۳-۴- مدح دوازده امام (ع)

از آنجا که وی یکی از دوستداران و محبّان اهل بیت علیهم السلام می باشد با شناختی، که از اهل بیت پیامبر اکرم (ص) و امامان شیعه داشته، به توصیف آنها و مدیحه سرائی نسبت به آنان پرداخته است که شاید این نیز بعلت وابستگی وی به ریقت قادریه بوده است. زیرا سلسله قادریه امامان دوازده‌گانه شیعه را به همراه سید عبدالقادر گیلانی غوث یعنی «فریادرس» می داند. از این جهت امروزه تعداد فراوانی از مسلمانان هندوستان پیرو طریقت های نقشبندیه و چشتیه و قادریه از لحاظ مذهبی آنان در فقه پیرو امام اعظم امام ابوحنیفه بوده و هستند ولی به لحاظ پیروی از طریقت های مذکور امامان دوازده گانه شیعه را دوست دارند و به آنان محبت می ورزند و آنان را به عنوان اقطاب فضیلت می پذیرند.(11)

علّت محبّت و دوستی نسبت به اهل بیت به ویژه امامان دوازده گانه شاید به همین جهت بوده است که امامان را به عنوان انسان های کامل و برج های اختر و پیران حقیقی و قطب های فضیلت می داند. او در قصیده ای که امامان را توصیف می نماید ابتدا به نعت خداوند متعال می پردازد سپس به مدح پیامبر اکرم (ص) و خلفای چهارگانه و بعد از آن به مدیحه سرایی امامان دوازده گانه شیعه می پردازد و صفات والا و حقیقی را که شیعیان بدان نسبت به امامان خویش معتقدند او برای امامان دوازده گانه شیعه بر می شمرد که از این قرار می باشند.

سخاست پیشه دلدل سوار کان کرم شجاعتست مر او را که شیر یزدانست

شه ولایت و بحر عنایت است علی به جمع یار أخیر اول امامانست

ز بعد شاه نجف مرتضی علی ولی دوم امام حسن راحت دل و جان است

سوم امام حسین است نور چشم نبی که أفضل الغربا و شه شهیدانست

امام زین عبادست چارمین بر حق که علم و حلم و کمالش چو صبح خندانست

امام محمد باقر به رتبت پنجم ذوی العطا و سخا همچو شمس برهانست

امام جعفر صادق که صادق الوعد است ز شش جهت به تمنّای او محبّانست

به هفت أرض و سما در مقابل دشمن امام موسی کاظم چون تیغ برّانست

امام هشتم عالی نسب ذوی الإحسان علی رضاست که او ضامن غریبانست

نهم تقی است که وصفش به شرح نیامد راست صفات مشتهرش همچو ماه کنعانست

دهم نقی است که نصرت ز نام او جویند که رتبه کرامش را نه حدّ امکانست

امام یازدهم عسکریست شاه دو کون که شیوه حسنش همچو خور درخشانست

امام دوزدهم آن که نام او مهدیست چو مهر و ماه به زیر نقاب پنهانست

مرا به هر سر مو گر لسان هزار بود به مدح احمد و اصحاب وی در افشانست

سمیع دعوت مخلوق قاضی الحاجات رسان مرا به مقامی که جای خاصّان است(12)

با دقت نظر در قصیده فوق از جانب عایشه درانی نسبت به امامان شیعه در می یابیم، که وی به تمام صفات شخصیتی آنها اعم از سخاوت و شجاعت و جایگاه آنان نزد پیامبر اکرم و مظلومیت، علم و تقوا و صداقت و کظم غیظ در مقابل دوست و دشمن، یاری غربا، جود و احسان و رفتارهای نیک آنان اشاره نموده است و آنان را خاصّان نزد خداوند تبارک و تعالی و پیامبر اکرم (ص) دانسته است.

به این نکته نیز باید اشاره نمود که وی در این قصیده علاوه بر شخصیت عرفانی اهل بیت (ع) به ابعاد دیگری از شخصیت آنان اشاره نموده است همچون حضرت علی را یار و خلیفه چهارم پیامبر اکرم (ص) و این نشان دهنده عقیده وی است که مطابق عقاید أهل سنّت می باشد دیدگاه شیعه و صوفیه را نیز بیان داشته که از دیدگاه شیعه وی بعد از پیامبر اکرم اوّلین امام می باشد و طبق نظر برخی از طریقت های صوفیه حضرت علی اولین امام و مرشد از میان امامان دیگر می باشد مثل سلسله قادریه.

در مورد شخصیت امام حسین نیز اشاره دارد که پیامبر اکرم در مورد وی فرمود حسین منّی و أنا من حسین.

وی همچنین به صفت صبر و بردباری و اخلاق نیک و حسنه امام موسی کاظم (ع) آن مظهر الهی که کظم غیظ او دوستان و دشمنان را در مقابل او فروتن نموده اشاره می کند و او را به مانند تیغ برّان برّنده کینه و دشمنیها با اخلاقش معرّفی می کند.

وی همچنین به شخصیت امام دوازدهم شیعه حضرت ولی عصر (ع) اشاره دارد و اولا دیدگاه شیعه را که امام مهدی غایب از نظرها می باشد بیان می دارد و ثانیا اینکه او از فرزندان امام علی (ع) و فاطمه زهرا (س) و امام دوازدهم شیعه و آخرین حجت الهی و غایب از نظرهای ظاهری ولی به مانند ماه بر پشت ابرها و بر زیر نقاب نور می دهد و دیگران از نور او بهره می برند، معرفی می کند.

۳-۵- مدح امام حسین (ع) و شهیدان کربلا

همانطور که عایشه درانی در مدح و رثاء پیامبر اکرم، حضرت علی و حضرت فاطمه زهراء و امامان شیعه اشعار فراوان و جالب توجه سروده، به خصوص در رثای حضرت أباعبدالله الحسین (ع) و شهیدان کربلا نیز اشعاری دارد.

از آنجا که عایشه درانی فرزند جوان خویش را از دست داده بود، فراق او وی را به شدّت آزار می داده و او وقتی مسئله مرگ جوان خویش را با شهیدان کربلا مقایسه می کند، عرش و کبریا را عزادار آنها می بیند و خود نیز از آنها سرمشق می گیرد، وی در مورد امام حسن و امام حسین می‌گوید بر غربت آنان روح الأمین و کروبیان می گریند و تمام زمین و زمان نیز بر شهیدان کربلا اشک می ریزند و عائشه درانی نیز خویش را فدائی آنها می داند.

روح الأمین و جمله کرّوبیان عرش بر غربت حسن و حسین گریه می کند

جانم فدای جمله شهیدان کربلا بر حالشان زمین و زمان گریه می کند

عایشه بهر لیلی خود روز و شب مدام مجنون صفت خفا و علن گریه می کند(13)

وی در جای دیگر از نبود فرزند جوانش رنج شدید می برد و با توصیف او از نبودنش سؤال می کند و وقتی نبود فرزند خود را با نبود شهیدان کربلا علی الخصوص سرور و سالار شهیدان حضرت أباعبدالله الحسین مقایسه می کند رنج حاصل از فقدان فرزند جوانش کاسته می شود و او جوانی فرزند خود را بالاتر از جوانی قاسم جوان خونین کفن نمی بیند.

در انتظار وصل، دو چشمم چهار شد بحر عطا و مخزن درّ عدن کجاست

سوز و گداز سینه خیر النساء چه شد گلدسته های عرش حسین و حسن کجاست

اولاد مصطفی و شهیدان کربلا شاه شهید و قاسم خونین کفن کجاست

غرقم به بحر هجر که هیچش کنار نیست عایشه مضطرست مدد پنج تن کجاست(14)

وی در یکی از اشعارش در مصرعی به جناب باب الحوائج علی اصغر و علی اکبر اشاره نموده است:

آن که مهر و مه مدام آینه دار حُسن اوست باورت گر نیست شاهد اکبر و اصغر کنم(15)

بهر حال عایشه درانی اگرچه بسیار مختصر در مورد شهیدان کربلا و حادثه کربلا شعر سروده اما وی تراژدی فرزند جوانش را با حادثه خونبار کربلا میزان می کند و خویش و فرزند شهید جوانش را در مقابل این تراژدی که عالم و آدم کرسی و عرش بر آن اشک می ریزد هیچ نمی بیند و با حضرت رسول اعظم (ص) و بی‌بی فاطمه زهرا (س) همدم می گردد.

۳-۶- مدح امام هشتم (ع)

در یکی از قصیده های عایشه درانی مدح امام هشتم حضرت علی بن موسی الرّضا علیه آلاف التحیه و السّلام مشاهده می شود که در آن تمام صفات لازم یک امام معصوم (ع) پیداست. اگرچه منظور از امام و ولی بودن امام رضا علیه السلام در اندیشه عایشه درانی عقیده و دیدگاه عرفانی او را بیان می کند و امام رضا را به عنوان امام و حجت الهی که شیعه بدان معتقد است، در اندیشه او نمی‌باشد.

به عقیده عایشه درانی امام علی بن موسی الرضا شخصیتی است کامل از هر جهت که در عرفان اسلامی از شخصیتی این چنینی به انسان کامل تعبیر می شود.

وی امام رضا (ع) را راهنما و سرمنشأ خوبی ها و یار بی کسان، دارای صفات شجاعت، علم، سخاوت، مروّت، ولی و زکی، امام و امیر، امین و راستگو، امان دهنده و پناهگاه مؤمنان و سالک حقیقی، دستگیر گمراهان و دارای علم الهی که بدون خواندن و نوشتن بدست آورده و شفا دهنده و طبیب مریضان، دارای قدرت انجام کرامت های بی نظیر که از جانب خداوند برای او امکان آنها داده شده است می داند.

او خویش را در این قصیده سائلی به درگاه امام هشتم معرّفی می کند و طالب معرفت و لطف و عنایت و ذرّه ای از فیوضات الهی که امام رضا (ع) دارای آن است می باشد. از دیدگاه او امام رضا (ع) ضامن و تکیه گاه غریبان بوده و خلایق را از در خویش بدون مرحمت و عنایت رد نمی کند و عایشه درانی نیز می گوید من هم دست به دامن چنین کسی می گذارم چون می دانم که او بهترین یار غریبان است.

برای درک بهتر و بیشتر شخصیت امام هشتم از دید او مدیحه او را در شأن امام رضا (ع) بهتر است از زبان خودش شنیده شود.

درّ دریای معانی یا علی موسی رضا گنج اسرار نهانی یا علی موسی رضا

سرور والا گهر هم شهریار بحر و بر مصطفی را دودمانی یا علی موسی رضا

کوکب برج یقین شمع سموات و زمین شاهباز لامکانی یا علی موسی رضا

معدن گنج و سخا صبح سعادت را ضیا کام بخش و کامرانی یا علی موسی رضا

پرتو اکسیر لطفت مسّ جان را کیمیا خسرو صاحبقرانی یا علی موسی رضا

در بیابان فراق افتاده ام دستم بگیر دستگیر بی کسانی یا علی موسی رضا

در شریعت در حقیقت در طریقت معرفت بلبل باغ جنانی یا علی موسی رضا

در شجاعت در سخاوت در مروّت بی نظیر در تکلّم در فشانی یا علی موسی رضا

در ریاض شاه مردان غنچه پرمعرفت ملجأ پیر و جوانی یا علی موسی رضا

هم ولی و هم زکی و هم امام و هم امیر هم امین و هم امانی یا علی موسی رضا

سالک سیر سلوکی صالحان را پیشوا رهنمای گمرهانی یا علی موسی رضا

بر تو ظاهر آشکارا و نهان در هر امور صفحه ننوشته خوانی یا علی موسی رضا

شافی الأمراض هستی دردمندان را دوا هم طبیب مهربانی یا علی موسی رضا

غرق بحر اضطرابم لطف می دارم رجا چون غریبان را ضمانی یا علی موسی رضا

شیء الله بر درت افتاده ام چون سایلی تکیه گاه انس و جانی یا علی موسی رضا

بر نتابم رخ ز کویت یا أمیر المؤمنین گر برانی ور بخوانی یا علی موسی رضا

بحر فیض و لطف و احسان تو را نبود کنار جرعه ای ما را چشانی یا علی موسی رضا

دست امید من و دامان الطاف و کرم هم به مقصودم رسانی یا علی موسی رضا

بر جمیع عاجزان و مضطر و هم بینوا مشفق و شیرین زبانی یا علی موسی رضا

عایشه دارد رجاء شاه خراسان از عطا فیض بخش جاودانی یا علی موسی رضا(16)

در این اشعار در مورد شخصیت امام هشتم وی تعبیرات و توصیفات زیبا و درخور شأن واقعی حضرت به کار برده و از جمله حضرت را به گوهری که معانی فراوان در بر دارد و گنجی که در آن حکمت های زیاد و سرّهای فراوان خوابیده تعبیر نموده است. چون حضرت را از تبار پیامبر اسلام دانسته لذا پادشاه و سرور عالمیان خطاب کرده است و سخاوت و بخشش در شخصیت او خوابیده است.

امام رضا (ع) از منظر وی دریایی از فیض، لطف، احسان و کرامت هست و از آن حضرت جرعه‌ای از آنها را خواهان است و از آن حضرت درخواست دارد تا امید وی را ناامید ننماید و با لطف و عنایت خود وی را به مقصودش رساند و او خود را امیدوار عنایات و فیض فیوضات او می داند که دائم و همیشگی است.

چنانکه در شخصیت‌شناسی و مدح حضرت زهرا (س) بینش و نگرش عرفانی عایشه درانی، تبیین گردید که وی این مسئله را در مورد حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیه و السلام در این قصیده بیان نموده است و اصطلاحات شریعت، حقیقت و طریقت را در مورد آن حضرت بکار برده است.

در شریعت در حقیقت در طریقت معرفت بلبل باغ جنانی یا علی موسی رضا

۴- توسل و تمسّک به اهل بیت (ع)

یکی از مسائلی که به وضوح در اشعار عایشه درانی ملاحظه می‌گردد توسل و تمسک وی به دامن پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت طاهرین آن حضرت می باشد.

وی اهل بیت طاهرین پیامبر اکرم (ص) را انسان هایی پاک و آراسته از گناه می داند و با صفات درخور شأنشان تعریف می نماید.

وی امامان دوازده گانه را به عنوان أقطاب فضیلت و فریادرسان در این دنیا و در روزگار ابدی می داند و آنها را مقرّبین به درگاه خداوند برمی‌شمرد.

شاید بتوان گفت دید وی به اهل بیت پیامبر (ص) به عنوان فریادرسان و شافعان روز جزا به خاطر پیروی وی از سلسله قادریه بوده است زیرا این سلسله امامان دوازده گانه شیعه را از امام علی(ع) گفته تا امام دوازدهم غوث خطاب می نمایند ومنظورشان فریادرسی آنان نسبت به ایشان در دنیا و آخرت می باشد و امروزه تعداد زیادی از اهل سنت هندوستان، پاکستان و افغانستان پیرو طریقت های چشیته، نقشبندیه بالخصّ قادریه با اینکه در فقه پیرو مذهب فقهی حنفی‌اند و در کلام ما تریدی ولی در تصوّف آنها با متابعت از این سلسله های مذکور عشق و علاقه وافر نسبت به امامان اهل بیت (ع) دارند.(17)

مسلمانان متدین و محبّ به اهل بیت (ع) از دیرزمان تا کنون این مسئله را از خویش کنار نگذاشتند و همواره در تمام امور معنوی خود آنها را اسوه ها و شخصیت های بارز در دین در نظر گرفته‌ و به آنان در مشکلات و گرفتاری‌های دنیوی و اخروی توسّل جسته‌اند. واژه توسّل از ماده وسیله می‌باشد و در قرآن کریم نیز به آن اشاره شده است. چنانکه در سوره مبارکه مائده قرآن کریم می فرماید:

?یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَهَ وَجَاهِدُواْ فِى سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ? (18)

( ای بندگان خدا با پیش گیری تقوای الهی به پیشگاه خداوند وسیله بیاورید.)

وسیله در أصل به معنای تقرب جستن یا چیزی است که باعث تقرب به دیگری از روی علاقه و رغبت می‌شود.(19)

بنابراین وسیله در آیه شریفه معنای بسیار وسیعی دارد و هر کار و هر چیزی را که باعث نزدیک شدن به پیشگاه خداوند می شود شامل می گردد که مهمترین آنها ایمان به خدا و پیامبر اکرم (ص) و جهاد و عبادات همچون نماز و زکات و روزه و … است همان گونه که حضرت علی علیه السلام می‌فرماید: إنّ أفضل ما توسّل به المتوسّلون إلی الله سبحانه و تعالی الایمان به و برسوله و الجهاد فی سبیله.

یعنی همانا بهترین چیزی که انسانها می توانند با آن به خدای سبحان نزدیک شوند ایمان به خدا و ایمان به پیامبر (ص) و جهاد در راه خداست.(20)

در اینجا مراد این نیست که انسان حاجات خویش را از امامان معصوم (ع) بخواهد تا بدانچه که وهابیت که شرک می گویند منجر شود بلکه چنانکه گفته شد مراد از توسل تقرّب به وسیله آنها در پیشگاه خداوند می باشد. چنانکه در دعاء توسّل گفته می شود و توسّلنا بک إلی الله

پیامبر اکرم (ص) می فرماید: الائمه من ولد الحسین من أطاعهم فقد أطاع الله و من عصاهم فقد عصی الله هم عرو الوثقی و هم الوسیله إلی الله تعالی

یعنی امامان از نسل امام حسین را کسی که اطاعت کند اطاعت خداوند تبارک و تعالی را انجام داده است و کسی که نسبت به آنها عصیان انجام دهد نسبت به خداوند گناه و عصیان نموده است و ایشان محکم ترین وسیله به درگاه خداوند می باشند.(21)

با توجه به آنچه گفته شد عایشه درانی نیز به مانند اعتقاد شیعیان نسبت به اهل بیت (ع) و امامان شیعه آنها را حجت های الهی می داند و از آنان مددخواهی و فریادرسی می کند و بیشترین توجه او در این مورد به حضرت رسول الله (ص) و امیرالمؤمنین (ع) و فاطمه زهرا (س) و امام علی بن موسی الرضا (ع) می باشد.

۴-۱٫توسّل به پیامبر اکرم (ص)

توسل او به پیامبر اکرم (ص) را در یکی از غزلیات او که در آن از جور هوای نفس و روزگار و … به آن حضرت عرض مرام می نماید و از آن حضرت مددخواهی می کند دیده می شود.

غزل او یک شکوه عرفانی به محضر آن سرور عالمیان می باشد و در لابلای این شکوائیه‌های عرفانی از مشکلات روزگارش نیز به محضر حضرت رسول اعظم (ص) شکایت می کند و او را ملجاء و پناه خویش می داند. وی از تنهایی و جدایی از آن حضرت شکایت نموده و خویش را افتاده خاک درگاه آن حضرت می داند.

خون ز دیده اشکبارم یا محمد الغیاث غیر عشقت نیست کارم یا محمد الغیاث

در چَه زندان غم افتاده ام دستم بگیر طاقت هجران ندارم یا محمد الغیاث

در ره وصلت دو چشمم چار شد سلطان دین روز و شب در انتظارم یا محمد الغیاث

غرق بحر اشتیاقم درّ لطفم کن عطا از محبّت بی قرارم یا محمد الغیاث

دیده الطاف بگشا بر من عاصی نگر هست جرم بی شمارم یا محمد الغیاث

عمر خود کردم تلف بیهوده در لهو لعب از ندامت شرمسارم یا محمد الغیاث

مضطر و محبوس و بی کس نیست غمخوارم کسی سینه‌ریش و دلفگارم یا محمد الغیاث

سید عالی نسب ای مهتر قوم عرب از کرم امیدوارم یا محمد الغیاث

بر درت افتاده چون خاکم نظر کن از کرمنبع تعظیم و تمکین صاحب عزّ و شرف فتح بسته شمع نور والضّحی فریادرس م مخفی و هم آشکارم یا محمد الغیاث

بحر دل از غم به طغیان است چو موج آتشین جز تو نبود غمگسارم یا محمّد الغیاث

تشنه لب افتاده ام اندر بیابان فراق جرعه‌ای امید دارم یا محمد الغیاث

دردمندم مستمندم ای طبیب مهربان چشم بر لطف تو دارم یا محمد الغیاث

طالع شوریده با من در نزاع است هر زمان روح پاکت باد یارم یا محمد الغیاث

غوطه خوردم در محیط بی کران نبود کنار لطف تو بخشد کنارم یا محمد الغیاث

در ازل شد سرنوشتم محنت و رنج و فراق تا قیامت سوگوارم یا محمّد الغیاث

چند نالم از جفای چرخ جور روزگار؟ بی پریشان روزگارم یا محمد الغیاث

جان من بادا فدای آل و اولادت نبی هم محبّت چار یارم یا محمد الغیاث

جرمم ار هر چند نمی گنجد به میزان عمل هست به دینت افتخارم یا محمد الغیاث

عایشه خواهد به عزّ حضرت خیر النّساء خیر بادا ختم کارم یا محمد الغیاث(22)

۴-۲-  توسّل به حضرت امیر المؤمنین (ع)

با نگاهی به یکی از غزلیات عایشه درانی می‌توان این مسئله را درک نمود که وی در مشکلات دنیوی و اخروی خویش از مولا علی (ع) به عنوان فریادرس و مددکار درخواست فریادرسی و مددخواهی نموده است. چنانکه در اصل این غزل زیبا مشاهده می‌گردد.

حیدر صفدر به فریادم برس ساقی کوثر به فریادم برس

یا ولی الله لله یا علی خواجه قنبر به فریادم برس

در غمم مگذار تنها یا علی فاتح خیبر به فریادم برس

مشکلم بگشای بالله یا علی هادی و رهبر به فریادم برس

شاه مردان شیر یزدان یا علی صاحب و سرور به فریادم برس

معدن علم و حیا کان سخا پنج پر گوهر به فریادم برس

درّ دریای ولایت یا علی باطن و ظاهر به فریادم برس

یا غیاث المستغیثین یا علی بر عدو ناصر به فریادم برس

چون شوم درمانده خوانم یا علی نام تو اکثر به فریادم برس

عایشه افتاده دایم روز و شب چون سگت بر در به فریادم برس(23)

عایشه درانی در این غزل با برشمردن صفات حضرت علی (ع) آن حضرت را ساقی کوثر، ولی خدا، فاتح خیبر، رهنما و رهبر، شاه مردان و شیر یزدان، مولا و آقا، معدن علم و حیا و هسته جود و سخاوت، معرّفی کرده است. و خویش را افتاده به درگاه آن حضرت می‌پندارد و آن حضرت را فریادرس و مددکار و مشکل گشاء مشکلات و دردهای خویش خطاب می‌نماید.

۴-۳-  توسّل به حضرت فاطمه زهرا (س)

خانم عایشه درانی حضرت فاطمه زهرا (س) را به عنوان دختر پیامبر اکرم (ص) و همسر حضرت علی (ع) و سرور زنان عالم خلقت می داند و شخصیت عرفانی او را همواره سرمشق زندگی خویش قرار داده و در موارد متعدد از حالات و مشکلات پیش آمده در زندگی خویش در بعد معنوی و یا مادّی از آن سیده عالی نسب مدد خواسته است.گوشه هایی از توسّلات وی به آن بی‌بی دو عالم در اشعارش نشان دهنده این مسئله می باشد.

خذ بلطفک حضرت خیر النّساء فریادرس برگزیده نور چشم مصطفا فریادرس

در بیابان فراق افتاده ام دستم بگیر هر زمان هر ساعتم بحر خدا فریادرس

دست امید من مضطر به اذیال کرم معدن لطف و عطا بهر و سخا فریادرس

آستانت تکیه گاه بی کسانست روز و شب دارد از لطف و شفاعات شما فریادرس(24)

***

جرمم ار هر چند نمی گنجد به میزان عمل هست به دینت افتخارم یا محمد الغیاث

عایشه خواهد به عزّ حضرت خیر النساء خیر بادا ختم کارم یا محمد الغیاث

***

جامه عصیان برون کن از تنم وقت رحیل هست امیدم لباس مغفرت در بر کنم

عایشه هر چند گنه کاری مشو نومید از او حضرت خیر النّساء را شافعی محشر کنم

***

چنانکه در اشعار فوق مشاهده می شود تمام این اشعار در وصف حضرت فاطمه زهرا (س) می باشد، که در آنها عاشیه درانی به مشکلات روحی و معنوی و دنیوی خویش اشاره نموده و برای گذر از این مشکلات پیش آمده به این خاتون والا مقام توسّل نموده و او را معدن لطف و کرم و جود و سخاوت دانسته و او را شفیع به درگاه خداوند تبارک و تعالی و به وسیله آن بی‌بی عالمین امید به بخشش گناهان و برطرف شدن مشکلات مادی و معنوی خودش دارد تا خداوند به حق آن بی‌بی وی را ببخشد.

۴-۴- توسّل به حضرت امام هشتم حضرت علی بن موسی الرضا (ع)

یکی از کسانی که عایشه درانی از میان اهل بیت (ع) به او عشق و علاقه و محبّت بسیار فراوان دارد. شخص شخیص و نفس نفیس حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا علی آلاف التحیه و السلام می باشد.

شاید بتوان گفت یکی از علل عشق و علاقه و محبت زیاد او نسبت به امام هشتم (ع) نزدیک بودن مکان و تشرف افراد بسیار و شفای أمراض مختلف و کرامات فراوان از جانب امام هشتم (ع) و معرفت پیدا نمودن افراد مختلف نسبت به آن امام همام بوده که عایشه درانی نیز از این مسئله مستثنی نبوده است و محبّت به امام هشتم (ع) به مانند دیگر باشندگان مناطق جغرافیایی آن روز به ظهور کرامات بسیار از امام هشتم بیشتر و بیشتر می‌شده است.

البته از این نکته نیز باید غافل نماند که عایشه درانی نسبت به همه امامان شیعه معرفت داشته و چنانکه قبلا گفته شد وی مرید سید محی الدین عبدالقادر گیلانی سرسلسله‌ قادریه بوده که این سلسله در خرقه به شیخ أبوسعید مخزومی که او به معروف کرخی و امام رضا می‌رسد بوده است. لذا به امام هشتم معرفت تمام داشته است و شاید یکی از علل توجه بیشتر او به امام رضا همین امر بوده است.

عایشه درانی در اشعارش به حضرت امام علی بن موسی الرّضا (ع) بیشتر شاه خراسان خطاب می‌کند و او را امید ناامیدان و بر بینوایان و مضطران راه و چاره می‌بیند و فیض بخش و امید دهنده بر ناامیدان می‌داند آن حضرت از نظر وی:

دست امید من و دامان الطاف و کرم هم به مقصودم رسانی یا علی موسی رضا

بر جمیع عاجزان و مضطر و هم بینوا مشفق و شیرین‌زبانی یا علی موسی رضا

عایشه دارد رجا شاه خراسان از عطا فیض بخش کامرانی یا علی موسی رضا(25)

***

هر چند که مضطرم نبود خاطرم ملول عونم جناب شاه خراسان بود لطیف(26)

***

جرمت هر چند به تقریر نگنجد لیکن منتظر بر کرم و رحمت رحمان بودن

دارم امید ز لطف و کرم ربّانی جامه مغفرتم خلعت ایمان بودن

عایشه گر شرف کون و مکان می طلبی کلب کوی حرم شاه خراسان بودن(27)

۴-۵- توسّل به پنج تن آل عبا (ع)

خانم عایشه درانی علاوه بر اینکه در مورد پیامبر اکرم، حضرت علی و حضرت فاطمه زهرا (س) و امام هشتم هر کدام به طور جداگانه متوسل شده، در مواردی نیز وی خطابش به پنج تن آل عبا بوده و از آنها مدد خواسته و نمونه آن را در فراق فرزند جوانش فیض طلب می بینیم که وی قصیده ای را در غم جدائی و فراق آن جوان خود سروده و از غم هجران او به شدّت رنج می برد و دست به دامن پنج تن می زند و خویش را مضطرّ مدد پنج تن آل عبا می بیند.

آن گلعزار لب شکر سیم تن کجاست سلطان حسن و یوسف گل پیرهن کجاست

مه روی و مشک بوی و خط عنبرین چه شد وان شیوه ملیح و غزال ختن کجاست

پروانه وصالم و محوم ز فرط عشق شمع و چراغ و مهر و مه انجمن کجاست

غرقم به بحر هجر که هیچش کناره نیست عایشه مضطرست مدد پنج تن کجاست(28)

***

کردگارا لطف کن بر عائشه هم به حق چار یار و هفت و پنج

۵- علوم اهل بیت (ع)

یکی از مسائل اختلافی بین مذاهب اسلامی علم غیب پیامبر و امام و اولیای الهی به موضوعات و احکام است.

برخی از محققان به آیاتی نظر کرده اند که علم غیب را محصور در خداوند نموده و دیگر به آیات مختصّ توجّهی نکرده‌اند. و کسانی را که آن را برای غیر خدا اثبات کرده به غلوّ متهم کرده‌اند. برخی دیگر با جمع بین آیات به علم غیب پیامبر (ص) در تمام زمینه‌ها پی برده‌اند. ولی علم غیب را برای امام ثابت نمی دانند.

به اعتقاد شیعه امامیه امامت منصب جانشینی رسول خدا (ص) در أمر هدایت بشر – غیر از وحی – است. لذا امام نیز باید تمام خصوصیات پیامبر (ص) مانند عصمت علم لدنی کمالات و فضایل ودوری از صفات ناپسند را داشته باشد.

شیعه امامیه می گوید: از آنجا که امام مبین و تطبیق دهنده و حافظ شریعت است لذا باید از گناه و سهو و نسیان و اشتباه معصوم باشد.

غیب بر دو قسم مطلق و نسبی می باشد. مراد از غیب مطلق چیزی است که به هیچ عنوان و در هیچ زمان و مکان قابل درک نیست مثل ذات الهی که غیب الغیوب است. و مراد از غیب نسبی چیزی است که با شرایط خاصّ برای افرادی ویژه قابل ادراک به غیر حواس ظاهری است.(29)

در مورد علم غیب پیامبران و امامان و اولیای الهی از امامان شیعه احادیث فراوان نقل شده است. از جمله امام باقر (ع) که فرمودند در وجود علی (ع) سنّت هزار پیامبر است. آنگاه فرمود علمی که بر آدم نازل گشت بالا نرفت. علم هیچ کسی با مرگ نابود نگردید بلکه علم به ارث گذارده می شود و زمین هرگز بدون عالم نمی ماند.(30)

از امام صادق (ع) روایت شده که حضرت به ابوبصیر فرمود ای ابابصیر ما أهل بیت هستیم که علم خواب ها و بلاها و نسب ها و وصیت ها و فصل خطاب به ما داده شده است. شیعیان خود را می‌شناسیم همان گونه که هر مردی اهل بیت خود را می شناسد.(31)

با توجه به آنچه گفته شد در مورد علم غیب امامان شیعه از حضرت مولا علی نیز خبرهای غیبی در نهج البلاغه وجود دارد که به آنها امروزه پی می بریم.(32) از جمله خبر دادن حضرت از فرورفتن بصره در آب در خطبه ۱۳ نهج البلاغه(33) و در مورد فتنه چنگیز و لشکرکشی او به بلاد مسلمانان در خطبه (34)۱۲۸  و در مورد مسلّط شدن معاویه بر عراق و مجبور نمودن آن سامان بر سبّ حضرت علی در خطبه ۵۷ و خبر دادن چگونه زوال شدن حکومت بنی امیه هنگام اوج فساد روی زمین در خطبه ۱۵۸ نهج البلاغه.(35)

با توجه به آنچه در مورد علم غیب و اختلاف مذاهب اسلامی در مورد مصادیق آن گفته شد و روایات درباره علم غیب از امامان شیعه بیان گردید و به مصادیق از آن در گفتارهایی از حضرت علی (ع) اشاره شد. به این مطلب باید توجه نمود که عایشه درانی حنفی مذهب در مورد علم غیب پیامبر اکرم (ص) و امامان شیعه (علیهم السلام) به مانند مذهب امامیه اثناعشریه معتقد است که امامان شیعه دارای علم غیب بوده اند و در گوشه هایی از اشعار وی در وصف پیامبر اکرم (ص)، حضرت امیر المؤمنین (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س) و امام علی بن موسی الرضا (ع) ما شاهد این مسئله می‌باشیم.

۵-۱- پیامبر اکرم (ص)

زبان کلید دل و دل خزینه اسرار گشایش در این گنج ذکر قرآن است

محمد عربی آفتاب عالمتاب ز ملک تا ملکوتش صفات شایانست

عروج بر فلک و جبرئیل چاکر اوست امین بر حق و محبوب خاص سبحانست

گذشت براق وی از نه رواق فیروزه از این سرور امم را چو سر به کیوانست

بصیر و ناصر و منصور و خاتم مرسل ز یک تماره قوام چهار ارکان است

ظهور آمده ز نسل آدم و به بطون چو جد آدم و اسرارهای پنهانست(36)

***

۵-۲- حضرت علی(ع)

یا شاه نجف شیر خدا حیدر کرّار ای محرم راز ازلی واقف أسرار(37)

***

یا علی علم غیب می دانی واقف رازهای پنانی

آشکار و نهان خفی و جلی صفدر و شهسوار میدانی

کاشفا سرّ باطن و ظاهر هم قوام چهار ارکانی

عالم سرّ عالم ملکوت ورق نانوشته می خوانی(38)

***

تیغ برهنه حیدر کرّار یا علی در باغ معرفت گل بی خار یا علی

نقش محبتت به دل خویش کنده ام در بحر علم لؤلؤ شهوار یا علی(39)

***

۵-۳- حضرت فاطمه زهرا (س)

زبده المستور و ذوالاحسان و عالی همّتی هم علوّی عالیه أعلی العلی فریادرس

قائمه، معصومه و محروسه و هم ساجده باطنه و ظاهره شمس الضّحی فریادرس

عالمه هم صایمه جاریه و هم داعیه هم شفیع شافع روز جزا فریادرس(40)

۵-۴- حضرت امام علی بن موسی الرضا (ع)

درّ دریای معانی یا علی موسی رضا گنج اسرار نهانی یا علی موسی رضا

بر تو ظاهر آشکار و نهان در هر امور صفحه ننوشته خوانی یا علی موسی رضا(41)

با توجه به آنچه از اشعار عایشه درانی در مورد علوم أهل بیت بیان شد به این مسئله می توان پی برد که وی امامان را دارای علم غیب و واقفان به أسرار ناپیدا برای هر کس می‌داند و سرّها و رازهای ناپیدای در دست آنها می‌باشد. از نظر وی چنانکه این مسئله در مدح حضرت علی و بی‌بی فاطمه زهرا (س) و امام علی بن موسی الرضا پیداست وی حضرت علی را به دارنده علم غیب و دانای به اسرار ناپیدا و پنهان و عالم به ظاهر و باطن، آشکار و نهان و خفی و جلی علوم توصیف نموده است که تمام آنها را حضرت بدون هیچ‌گونه تعلیم بدست آورده است.

و حضرت فاطمه زهرا (س) را نیز عالمه توصیف نموده و امام هشتم حضرت علی بن موسی الرّضا (ع) را نگین دریایی معناها و زیور و هسته أسرار ناپیدا توصیف نموده است که بر آن حضرت تمام امور معلوم و نامعلوم، ظاهر و آشکار است، بدون تعلیم و یادگیری آنها از کس و یا از چیزی.

در نگاه عایشه درانی اهل بیت (ع) عالمان به زمانشان است و آنها رازها و اسراری را در درون خویش دارند که به هر کس پیدا نیست و این حکمتی الهی است که بدون تعلیم و آموزش برای آنها حاصل شده است.

۶- جمع بندی

با توجه به آنچه در مورد شخصیت مذهبی عایشه درانی گفته شد، وی از اندیشمندان اهل سنّت افغانستان با مذهب فقهی حنفی و در کلام و عقاید ماتریدی متمایل به اشعری بوده و نبوغ خاصّ در زمینه عرفان و تصوّف داشته است او با آثار شعرای بزرگ فارسی زبان و عارف مثل حافظ، سعدی، مولوی، بیدل، بابافغانی و منوچهری آشنا بوده است. در عین حال از عرفان و واژه‌های عرفانی نیز در أبیات خود به کار گرفته است و بارها منصور حلّاج و آموزه های اعتقادی او را به شعر درآورده است. به علاوه اینکه او در مکتب و طریقت قادریه و شیخ أحمد جام رشد عرفانی نموده است.

بنابراین جمع‌بندی مسائل که در اندیشه های وی نسبت به محبّت و عشق ورزیدن به أهل بیت می‌تواند مؤثر باشد موارد زیر می باشد.

الف- چون وی به لحافظ فقه تابع مذهب امام ابو حنیفه بوده است و از طرفی شخص جناب امام ابوحنیفه خودش شاگرد امامان باقر و صادق علیهما السلام بوده و حنفیان بزرگ نسبت به اهل بیت (ع) عشق و علاقه وافر دارند. این می تواند یکی از عوامل دوست داری و عشق و محبّت عایشه درانی نسبت به اهل بیت باشد.(42)

ب- به لحاظ کلام و عقاید وی تابع مذهب امام أبومنصور ماتریدی بوده است زیرا مذهب کلامی امام ابومنصور ماتریدی از دیرزمان تاکنون در شبه قارّه هند، آسیای میانه، قسمت هایی از جزیره بالکان و برخی بلاد عربی را پوشانیده و افغانستان نیز قسمتی از این حوزه های جغرافیایی است و ماتریدی و ماتریدیه اگرچه با مذهب شیعه ارتباط چندانی نداشته و مخالفت‌های نیز داشته ولی آمدن حضرت رضا به ایران و پیدایش عالمان شیعه مذهب معروف مثل فضل بن شاذان، اباصلت هروی، شیخ طوسی، شیخ صدوق، بوعلی سینا و … که توانستند مذهب امام جعفر صادق را بر آنان ابلاغ کنند و محبّت اهل بیت را در دل آنها ایجاد نمایند و دید آنها را نسبت به اهل بیت (ع) تغییر دادند و اکثریت آنها خودشان را محبّ اهل بیت خواندند.(43)

ج- به لحاظ عرفانی وی پیرو سلسله قادریه بوده است که آنان دیدگاه خاصّ نسبت به اهل بیت (ع) دارند و این طریقت را به امام علی بن موسی الرّضا می رسانند و از جهتی دیگر وی با اندیشه های عرفانی عارفان بزرگ مثل مولوی، حافظ، سعدی و بیدل آشنایی داشته که آنها هر کدام أهل بیت را در گفتار و اشعارشان مدح و ستایش نموده‌اند. از طرفی وی تابع شخصیت بزرگی مثل شیخ احمد جام بوده است که وی نیز جایگاه خاصّی در عرفان اسلامی دارد و در برخی از آثارش از امامان شیعه روایات متعدد نقل نموده است و با در نظر گرفتن تمام مسائل فوق یکی از علل مؤثّر در اندیشه وی نسبت به اهل بیت (ع) می تواند شخصیت و اندیشه های عرفانی وی و سرچشمه آنها بوده باشد.

د- شناخت کامل از أهل بیت (ع) و توصیف مفصّل آنان در أشعار مختلف و آشنایی او با حوادث زندگی أهل بیت (ع) مث حادثه عاشورا، امام حسین و یارانش مهمترین علّت تأثیرگذار در دوستی و محبّت و عشق و علاقه به أهل بیت بوده است.

............................................................................................................................................................

  • -اعظم اقبالی، شعر و شاعران در ایران اسلامی، ص۱۴.
  • - نادر وزین‌پور، مدح داغ ننگ بر سیمای ادب فارسی، ص ۳.
  • - برای اطلاع بیشتر ر.ک به دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج۷، ص ۳۰
  • - سید علی اشرف صادقی، خورشید عرفان پیر گیلان، (زندگی و آراء عرفانی عبدالقادر گیلانی) صفحات: ۱۳و۲۹و۱۱۷.
  • - عایشه درانی، دیوان اشعار، ص ۶۴.
  • - خواننده مورد نظر، استاد عبدالوهاب مددی از خواننده‌های بعد از جهاد اسلامی می‌باشد که این مصرع از کاست معروف وی به نام «عید نوروز» گرفته شده است..
  • -عایشه درانی، دیوان اشعار، ص ۷۷.
  • - همان، ص ۲۷۱.
  • -عایشهدرانی، دیوان اشعار، ص ۷۵.
  • - ضیاء الدین سجادی، مقدمه‌ای بر مبانی عرفان و تصوّف، ص ۱۳.

(11)- مهدی فرمانیان، فرق تسنن «مجموعه مقالات انجمن ادیان و مذاهب»، ص ۶۹۴.

(12)- عایشه درانی، دیوان اشعار، ص ۷۳.
(13)- عایشه درانی، دیوان اشعار، ص۱۵۴.
(14) -همان، ص۱۰۶.
(15) - همان، ص۳۴.
(16)- دیوان عایشه درانی، منبع پیشین، ص ۷۸.
(17)- مهدی فرمانیان، فرق تسنن، «مقاله»، ص۱۶۶.
(18)- مائده/۳۵.
(19)- سید ابراهیم حسینی لیلابی، آمال الواعظین، ص ۲۳۶، به نقل از فرهنگ معین.
(20)- نهج البلاغه، با ترجمه محمد دشتی، خطبه ۱۱۰، ص ۲۱۰.
(21)-اکبر دهقان، هزار و یک نکته از قرآن کریم، به نقل از تفسیر نور الثقلین، ج۱، ص ۶۲۶.
(22)-عایشه درانی، دیوان اشعار، ص ۱۳۷.
(23)-عایشه درانی، دیوان اشعار، ص ۱۹۸.
(24)- همان، ص ۷۴.
(25)- همان، ص ۷۸.
(26)- همان، ص ۲۱۱.
(27)- همان، ص ۲۴۷.
(28)- همان، ص۱۰۶.
(29)- علی اصغر رضوانی، امامت در قرآن و پاسخ به شبهات، ص ۱۳۵-۱۳۶.
(30)- از همان مؤلف، امامت در حدیث و پاسخ به شبهات ص ۵۵ به نقل از بحائر الدرجات، ج۳، ب ۱، ح۲.
(31)- همان، بنقل از بحائر الدرجات، ج ۶، باب ۲، ح۱۳.
(32)- نهج البلاغه، با ترجمه محمد دشتی، ص ۵۶.
(33)- همان، ص ۲۴۲.;البته از این نکته نیز باید غافل نماند که عایشه درانی نسبت به همه امامان شیعه معرفت داشته و چنانکه قبلا گفته شد وی مرید سید محی الدین عبدالقادر گیلانی س:;رسلسله‌ قادریه بوده که این سلسله در خرقه به شیخ أبوسعید مخزومی که او به معروف کرخی و امام رضا می‌رسد بوده است. لذا به امام هشتم معرفت تمام داشته است و شاید یکی از علل توجه بیشتر او به امام رضا همین امر بوده است;
 (34)- همان، ص ۱۰۹.

(35)-همان، ص ۲۹۴.
(36)-عایشه درانی، دیوان اشعار، ص ۷۳.
(37)-همان، ۷۶٫
(38)-همان، ص ۷۷.
(39)-همان، ص ۲۷۱.
(40)-همان، ص ۷۵.
(41)-همان، ص ۷۸.
(42)- سید ابوالحسن باقری، أهل بیت (ع) از دیدگاه أهل سنت، ص۵۴.
(43)-همان، ص ۶۷ و تاریخ و عقاید ماتریدیه، ص۱۳۰ و ۳۱۱.

با توجه به آنچه در مورد علم غیب و اختلاف مذاهب اسلامی در مورد مصادیق آن گفته شد و روایات درباره علم غیب از امامان شیعه بیان گردید و به مصادیق از آن در گفتارهایی از حضرت علی (ع) اشاره شد. به این مطلب باید توجه نمود که عایشه درانی حنفی مذهب در مورد علم غیب پیامبر اکرم (ص) و امامان شیعه (علیهم السلام) به مانند مذهب امامیه اثناعشریه معتقد است که امامان شیعه دارای علم غیب بوده اند و در گوشه هایی از اشعار وی در وصف پیامبر اکرم (ص)، حضرت امیر المؤمنین (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س) و امام علی بن موسی الرضا (ع) ما شاهد این مسئله می‌باشیم

logo test

ارتباط با ما